ناظم الاسلام كرمانى

429

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

حالا عمدا او را كشتند و يا اتفاقا گلولهء تفنك به پايش خورد خدا دانا است نه قاتل معلوم شد و نه قصد اين‌قدر معلوم است كه جز شب‌گرد و نظامى احدى در شب با حربه و سلاح نميگردد پس معلوم است كه قاتل از ديوانيان بوده و آن بنّا از دوستان و حاميان مهاجرين بوده است . و نيز در اين روز يك نفر سيد در خيابان شمس العماره بامر امير بهادر دستگير و به طرف محبس دولتى او را بردند ديگر تقصير او چه بوده و با او چه كردند معلوم نشد . امروز واقعه سفارتخانه انگليس مسموع گرديد و مشهور شد كه عدهء از تجار آنجا متحصن شدند و جمعى از طلاب مدرسه صدر و دار الشفاء را از طرف تجار بردند بسفارتخانه و هركدامى را يك تومان پول دادند كه شب را آنجا بمانند كه در واقعه فردا خواهد آمد . روز جمعه 27 جمادى الاولى 1324 - امروز بعض از اوراق قرآن ديده شد كه گلولهء تفنك آنها را سوراخ و خراب كرده بود ميگفتند از شصت پاره‌هائيست كه در واقعهء مسجد جامع هدف گلوله واقع شده بودند اين اوراق و مجلدات محترمه هيجان غريبى در مردم احداث كرده . امروز طرف صبح نگارنده رفت بسفارتخانهء انگليس متجاوز از پانصد نفر جمعيت در آنجا ديده با اينكه طرف عصر محل اجتماع و مذاكره است علت تحصن و پناه بردن اهالى از اين قرار است . واقعهء تحصّن ملت بسفارتخانهء انگليس در ايران معمول و مرسوم است كه هنگاميكه يك يا جماعتى در فشار حاكم يا پادشاه واقع شوند پناه بخانهء يكى از بزرگان مىبرند و به آن مكان مقدس پناهيده ميشوند خواه آن متحصن ظالم باشد خواه مظلوم مثلا شاه يا مأمورين دولت كسى را بخواهند مأخوذ دارند اگر قبلا به او اطلاع بدهند به جائى متحصن مىشود تا امر او اصلاح بشود و اگر كسى هم مال ديوان را بخورد و يا ورشكسته و مفلس شود پس از تهيهء خود به جائى متحصن مىشود اما محل تحصن را جائى قرار ميدهند كه محل ملاحظهء شاه و حاكم باشد مثلا امامزادهء معتبرى اگر باشد به آنجا پناه مىبرند و ميگويند فلان دربست رفته است و اگر امامزاده نباشد بخانهء يكى از علماء بزرگ آن شهر پناه ميبرد و او را واسطهء در اصلاح قرار ميدهد مثلا در مشهد مقدس از چوب بست محل امن و تحصن است . در شيراز اطراف امامزاده شاه چراغ محل بست است در كرمان خانهء علماء و اطراف خانهء هر عالمى محترم محل بست است . در طهران مقصرين و يا غارمين از حكومت بزاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم پناهنده ميشوند و در آنجا مىمانند تا رفع ظلم از آنها كنند بعضى از اوقات در زير توپ مرواريد مينشينند و اين توپ بزرگى است كه موسوم بتوپ مرواريد است و در نزديكى درب ارك كه زير نقاره‌خانه است آن را گذارده‌اند پناهندگان به اين مكان زودتر امر آنها اصلاح مىشود چه هركه به اين مكان پناه آورد شاه و صدر اعظم زودتر بر حال عارض مطلع ميشوند در اين اواخر سلطنت ناصر الدينشاه و زمان مظفر الدين شاه امر بست نشستن تعميم پيدا كرده است به اين معنى سر طويلهء شاهى و طويله‌هاى شاهزادگان هم محل امنى شده است چه هركس بسر طويله پناه ببرد مهترها و جلودارها و امير آخورها از او همراهى ميكنند و اتفاقا كار عارض هم اصلاح مىشود در واقع